نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دکتری تاریخ اسلام دانشگاه پیام نور و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ اصفهان، اصفهان، ایران.

چکیده

تاریخ محلی، به مثابه یکی از شاخه‌های بنیادین تاریخ‌نگاری، نقشی محوری در صیانت از هویت جمعی، ثبت و بازنمایی حافظه تاریخی، و تبیین تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جوامع کوچک ایفا می‌کند. از این منظر، پژوهش در مناطقی که با وجود پیشینه‌ای کهن، فاقد تاریخ مکتوب مدون هستند، می‌تواند زمینه‌ای برای بازسازی دقیق‌تر تاریخ ملی فراهم آورد. روستای ویست، از توابع خوانسار که اخیراً به شهر ارتقا یافته است، نمونه‌ای بارز از این مناطق به شمار می‌رود؛ منطقه‌ای که با شواهدی از سکونت سه‌هزارساله و سنگ‌نگاره‌هایی با قدمتی افزون بر ده‌هزار سال، همچنان فاقد یک تاریخچه مکتوب جامع است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه می‌توان از طریق شواهد باستان‌شناختی، اسناد تاریخی و روایت‌های شفاهی، به بازشناسی گذشته تاریخی ویست دست یافت؟ یافته‌های تحقیق، که با رویکرد توصیفی- تحلیلی و اتکا به مطالعات میدانی و منابع مکتوب به دست آمده است، حاکی از آن است که این منطقه به‌واسطه برخورداری از منابع آبی غنی و اراضی حاصل‌خیز، و نیز موقعیت استراتژیک در مسیر کاروانی اصفهان- بروجرد، همواره یکی از کانون‌های مهم تولیدات کشاورزی و مبادلات تجاری و فرهنگی بوده و سهمی مؤثر در ساختار اقتصادی منطقه ایفا کرده است. شواهد گوناگونی نظیر سنگ‌نگاره‌های چند هزارساله، ویرانه‌های قلعه تاریخی ثبت‌شده در فهرست آثار ملی، قنوات کهن، کتیبه‌ها، ستون‌های سنگی، منبر حجاری‌شده، و فرش ذهنی‌باف چهارباغیِ ثبت‌شده در فهرست آثار ملی، جملگی گواهی روشن بر جایگاه تاریخی و فرهنگی این ناحیه هستند. علاوه بر این، اسناد و روایت‌های تاریخی دوران معاصر، در تعامل با حافظه جمعی ساکنان، لایه‌های پنهان تاریخ ویست را نمایان می‌سازند.

کلیدواژه‌ها