متین سادات اصلاحی؛ مسعود کثیری
چکیده
خانۀ فرهنگ روستایی، یکی از نهادهایی بود که در دورۀ پهلوی، زیر نظر وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی، برای ارتقای سطح زندگی روستاییان، آبادانی مملکت و تقویت حس مسئولیت اجتماعی، در اغلب شهرهای ایران تشکیل شد. هدف از این نوشتار، ارزیابی عملکرد خانۀ فرهنگ روستایی در دورۀ پهلوی طـی سالهای 1357- 1347 ه. ش با تمرکز بر روستاهای اصفهان است. این ...
بیشتر
خانۀ فرهنگ روستایی، یکی از نهادهایی بود که در دورۀ پهلوی، زیر نظر وزارت اصلاحات ارضی و تعاون روستایی، برای ارتقای سطح زندگی روستاییان، آبادانی مملکت و تقویت حس مسئولیت اجتماعی، در اغلب شهرهای ایران تشکیل شد. هدف از این نوشتار، ارزیابی عملکرد خانۀ فرهنگ روستایی در دورۀ پهلوی طـی سالهای 1357- 1347 ه. ش با تمرکز بر روستاهای اصفهان است. این پژوهش که بـا روش توصـیفی- تحلیلـی و بـر پایـة منـابع اسـنادی صورت گرفته، در پی پاسخ به این سوال است که خانۀ فرهنگ روستایی اصفهان چه عملکردی داشت و در کدام کمیته ارزیابی موفقتری داشت؟ یافتههای پژوهش حاکی از آن است که این نهاد با تشکیل کمیتههایی در زمینههای فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و ورزشی، در روستاهای اصفهان، در ارتقای سطح زندگی روستاییان تأثیرگذار بود؛ بااینحال، کمیتۀ تربیتبدنی و تفریحات سالم نسبت به کمیتههای دیگر، بهجهت فراهمنمودن امکانات و زیرساختهای لازم، سبب کشف و پرورش استعداد ورزشی روستاییان شد و توانست افتخارات بسیاری را در رشتههای گوناگون ورزشی کسب کند.
محمد رضا عمرانی؛ حسن الهیاری
چکیده
یکی از مسائل تاریخ معاصر ایران، بحران قحطی فراگیر در اواخر دورۀ پهلوی اول تا اوایل دورۀ محمدرضاشاه بود. همزمانی این پدیده با جنگ جهانی دوم و اشغال کشور توسط متفقین بر شدت این بحران افزود. این مسئله در نواحی جنوبی ایران جدیتر به نظر میرسید. آنچه در این زمینه کمتر به آن توجه شدهاست، بررسی حیات روستایی در ضمن این بحران است. این پژوهش ...
بیشتر
یکی از مسائل تاریخ معاصر ایران، بحران قحطی فراگیر در اواخر دورۀ پهلوی اول تا اوایل دورۀ محمدرضاشاه بود. همزمانی این پدیده با جنگ جهانی دوم و اشغال کشور توسط متفقین بر شدت این بحران افزود. این مسئله در نواحی جنوبی ایران جدیتر به نظر میرسید. آنچه در این زمینه کمتر به آن توجه شدهاست، بررسی حیات روستایی در ضمن این بحران است. این پژوهش در پی آن است تا ضمن تشریح شرایط روستاهای بوشهر در دورۀ قحطی مدنظر، اقدامات انجامشده و پیامدهای بحران مذکور را بررسی نماید. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب، اسناد آرشیوی و مطبوعات انجامشده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد اکثر روستاهای نواحی مذکور در منطقۀ خلیجفارس درگیر این بحران بودهاند. در این بین، اقدامات دولت مرکزی و مدیران محلی، کدخدایان و خوانین، نتوانست این بحران را کنترل کند. بههمینخاطر مرگومیر فراوان، بروز ناامنی گسترده و سرانجام مهاجرت گستردۀ مردم روستایی به شهرهای بزرگ آن دوره؛ از جمله نتایج این بحران بودهاند.
ابوالفتح مومن
چکیده
توجه به تاریخ محلی و زیرشاخههای آن از نیازهای پژوهشی امروز تحقیقات تاریخی است که کمتر به آن توجه شده است. منطقۀ چهاردولی شهرستان اسدآباد همدان یکی از این مناطق است که در تاریخ معاصر شاهد رخدادهای بسیاری بوده است؛ از جمله جنگ دولت مشروطیت علیه ابوالفتح میرزا سالارالدوله در این منطقه، به سال 1329 ق که منجر به شکست سالارالدوله و کشتهشدن ...
بیشتر
توجه به تاریخ محلی و زیرشاخههای آن از نیازهای پژوهشی امروز تحقیقات تاریخی است که کمتر به آن توجه شده است. منطقۀ چهاردولی شهرستان اسدآباد همدان یکی از این مناطق است که در تاریخ معاصر شاهد رخدادهای بسیاری بوده است؛ از جمله جنگ دولت مشروطیت علیه ابوالفتح میرزا سالارالدوله در این منطقه، به سال 1329 ق که منجر به شکست سالارالدوله و کشتهشدن یپرمخان ارمنی گردید؛ بنابراین توجه به جایگاه و تاریخ این منطقه، در پرتو اسناد نویافته و منابع از منظر محلی و ملی ضروری است. در این مقاله با نگاهی نو به نقش اشخاص، موقعیت جغرافیایی منطقه و اسامی روستاها پژوهش انجام شده است. فرضیۀ این تحقیق بر این است که وجهتسمیۀ روستاها و منطقه، برگرفته از نام طایفه و اشخاص است که با ورود به منطقه، صاحب موقعیت نظامی– اقتصادی شدهاند و در تحولات منطقه و کشور ایفای نقش کردهاند. این پژوهش با استفاده از منابع اسنادی- کتابخانهای و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی انجام شده است. محدودۀ جغرافیایی تحقیق، منطقۀ چهاردولی اسدآباد استان همدان است. یافتههای پژوهش نشان از برگرفتن نام منطقه از قوم و طایفۀ چرداول است که از منطقۀ شیروان و چرداول ایلام به این منطقه کوچانده شدهاند و رؤسای آن در تحولات دورۀ معاصر ایران نقش داشتهاند.
سمیه خانی پور
چکیده
با حمله افغانها به ایران در سال 1135 ه.ق و سقوط سلسله صفویه، وضعیت بسیار آشفتهای بر کشور حکمفرما شد. در آن زمان، به دلیل خلاء قدرت به وجود آمده، روسها و عثمانیها نیز از فرصت استفاده کرده و هر کدام بخشهایی از مناطق شمالی و غربی ایران را اشغال کردند و کشور به چند منطقه زیر سلطه بیگانگان و نیروهای شورشی تقسیم شد و تا زمان پیروزی ...
بیشتر
با حمله افغانها به ایران در سال 1135 ه.ق و سقوط سلسله صفویه، وضعیت بسیار آشفتهای بر کشور حکمفرما شد. در آن زمان، به دلیل خلاء قدرت به وجود آمده، روسها و عثمانیها نیز از فرصت استفاده کرده و هر کدام بخشهایی از مناطق شمالی و غربی ایران را اشغال کردند و کشور به چند منطقه زیر سلطه بیگانگان و نیروهای شورشی تقسیم شد و تا زمان پیروزی نادر شاه بر این گروهها و اخراج آنها از کشور، وضعیت بسیار آشفته و بحرانی بود. در این میان، روستاییان در زمان شورش و حمله افغانها و دیگر گروههای مهاجم و دست به دست شدن قدرت در بین آنها، بیشترین آسیب را متحمل شدند و حیات اقتصادی و اجتماعی آنها با شرایط نابسامانی روبهرو شد. هدف پژوهش حاضر بررسی حیات روستایی ایران در دوره حکومت افغانها در ایران در فاصله زمانی 1135 تا 1142 ه.ق است. این نوشتار با تکیه بر منابع اصلی دوره مورد نظر و با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد حمله افغانها و دیگر مهاجمان به روستاها و قتل و غارت روستاییان، تخریب شبکههای آبیاری، گرفتن مالیاتهای سنگین از روستاییان، فقدان ثبات سیاسی، پیدایش مراکز متعدد قدرت و جنگ آنها با یکدیگر و کاهش جمعیت روستایی در نتیجهی قتل و فرار آنها از روستاها، منجر به رکود و انحطاط حیات روستایی ایران در دورهی افغانها شد.با حمله افغانها به ایران در سال 1135 ه.ق و سقوط سلسله صفویه، وضعیت بسیار آشفتهای بر کشور حکمفرما شد. در آن زمان، به دلیل خلاء قدرت به وجود آمده، روسها و عثمانیها نیز از فرصت استفاده کرده و هر کدام بخشهایی از مناطق شمالی و غربی ایران را اشغال کردند و کشور به چند منطقه زیر سلطه بیگانگان و نیروهای شورشی تقسیم شد و تا زمان پیروزی نادر شاه بر این گروهها و اخراج آنها از کشور، وضعیت بسیار آشفته و بحرانی بود. در این میان، روستاییان در زمان شورش و حمله افغانها و دیگر گروههای مهاجم و دست به دست شدن قدرت در بین آنها، بیشترین آسیب را متحمل شدند و حیات اقتصادی و اجتماعی آنها با شرایط نابسامانی روبهرو شد. هدف پژوهش حاضر بررسی حیات روستایی ایران در دوره حکومت افغانها در ایران در فاصله زمانی 1135 تا 1142 ه.ق است. این نوشتار با تکیه بر منابع اصلی دوره مورد نظر و با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد حمله افغانها و دیگر مهاجمان به روستاها و قتل و غارت روستاییان، تخریب شبکههای آبیاری، گرفتن مالیاتهای سنگین از روستاییان، فقدان ثبات سیاسی، پیدایش مراکز متعدد قدرت و جنگ آنها با یکدیگر و کاهش جمعیت روستایی در نتیجهی قتل و فرار آنها از روستاها، منجر به رکود و انحطاط حیات روستایی ایران در دورهی افغانها شد.
سلمان قاسمیان
چکیده
موضوع روستاهای فصلی در تاریخ سواحل جنوب خلیجفارس از جهت شناخت هویت تاریخی این منطقه طی ادوار مختلف اهمیت دارد. سواحل جنوبشرقی بهعنوان مهمترین صیدگاه مروارید در حوزۀ اقیانوس هند، فاقد قابلیت زیست دائمی و متکی بر اسکان فصلی بوده است که این ناشی از شرایط جغرافیایی و مقتضیات حیات دریایی است. هرچند محققین بر مبنای نگاههای متعارض، ...
بیشتر
موضوع روستاهای فصلی در تاریخ سواحل جنوب خلیجفارس از جهت شناخت هویت تاریخی این منطقه طی ادوار مختلف اهمیت دارد. سواحل جنوبشرقی بهعنوان مهمترین صیدگاه مروارید در حوزۀ اقیانوس هند، فاقد قابلیت زیست دائمی و متکی بر اسکان فصلی بوده است که این ناشی از شرایط جغرافیایی و مقتضیات حیات دریایی است. هرچند محققین بر مبنای نگاههای متعارض، روایتهایی از این شرایط داشتهاند، شواهد گویای تداوم این فرهنگ از دورۀ باستان تا سدۀ 13 ش/ 19 م. است. روستاهای فصلی هرساله بیش از 200 هزار نفر را به خود جذب میکردند. توجه به این نکته که برخی از مهمترین شهرهای دائمی و مدرن کنونی، خاستگاه روستای فصلی داشتهاند، محقق را وامیدارد که در خصوص ماهیت این نوع از حیات روستایی و چرایی ایجاد و پایان این پدیدۀ تاریخی بررسی نماید. تحقیق حاضر با روشی تحلیلی و بر اساس شواهد تاریخی، بهدنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که عوامل تعیینکنندۀ شکلگیری روستاهای فصلی در جنوب خلیجفارس چه بوده و این نوع زندگی تحت تأثیر چه شرایطی متحول شده است؟ فرض غالب این است که نیاز اقتصادی و معیشت مردمان، در هر دو وضعیت شکلگیری و تداوم فصلی و در ادامه، پایان این نوع سبک روستانشینی مؤثر بوده است.
نادیا ره؛ سینا فروزش
چکیده
جغرافیای منحصر به فرد گیلان و مازندران بستری مناسب جهت پرورش توتستانهای وسیع و نوغانداری در ادوار تاریخی بوده است، به نحوی که نوغانداری، بخشی از اقتصاد معیشتی مردم گیلان و مازندران را شامل میشد. زمینهای مرغوب زیر کشت توتستانها از دورة صفویه، بهعنوان زمینهای خالصه درآمد و بعدها نیز در اختیار حکومتهای دیگر قرار گرفت. ...
بیشتر
جغرافیای منحصر به فرد گیلان و مازندران بستری مناسب جهت پرورش توتستانهای وسیع و نوغانداری در ادوار تاریخی بوده است، به نحوی که نوغانداری، بخشی از اقتصاد معیشتی مردم گیلان و مازندران را شامل میشد. زمینهای مرغوب زیر کشت توتستانها از دورة صفویه، بهعنوان زمینهای خالصه درآمد و بعدها نیز در اختیار حکومتهای دیگر قرار گرفت. در دورة قاجاریه، با حفظ این سنت، با رقابتهای داخلی و خارجی برای کسب منافع حاصل از ابریشم، شیوة خصوصیسازی افزوده شد. با روی کار آمدن حکومت پهلوی و اجرای سیاستهای مدرنیزاسیون و اصلاحات ارضی، تغییرات بسیاری در شیوة زمینداری رخ داد. به نظر میرسد تغییرات حاصله، بر صنعت نوغانداری و وضعیت معیشت نوغانداران اثرگذار بوده است. مقالة پیشِرو با روش تحقیق تاریخی و با رویکرد کیفی صورت پذیرفته است؛ گردآوری دادههای مقاله، به روش تاریخی و اسنادی انجام و به شیوة توصیفی- تحلیلی نگارش شده است. مقالة حاضر در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چه عواملی موجب تغییر شیوههای زمینداری در دورههای قاجاریه و پهلوی شده و این عوامل چه تأثیری در ضعف و زوال نوغانداری گیلان و مازندران داشت؟ یافتههای مقاله نشان میدهد؛ در پی تغییرات شیوههای زمینداری، روستاییان نوغاندار، در مرحلة نخست کارگران زمینداران عمده و در مرحلة دوم، کارگران کارخانههای صنعتی شدند. توتستانها در سیستم شرکتهای سهامی عام و خاص، به شیوة صنعتی احداث شدند و خردهزمینداران، با شیوة سنتی نوغانداری، یارای رقابت با آنها را نداشتند. در نتیجۀ تغییرات شیوههای زمینداری در دورههای قاجار و پهلوی، نوغانداری در روستاهای گیلان و مازندران مضمحل شد.