حسن رستمی
چکیده
در ولایت خمسه (زنجان) به دلیل نفوذ طبقات و گروههای برجسته، روستاییان تا حدودی تحت سلطه قرار داشتند. این وضعیت در اراضی خالصه نمود بیشتری داشت. روستای مهرآباد در بلوک غنیبیگلو و مجاور اراضی شاهسونها، متعلق به خاندان علمی موسوی، در اواخر عصر ناصری، با چالشهای متعددی در زمینه مسائل روستایی مواجه بود. علیرغم اهمیت اقتصادی و جایگاه ...
بیشتر
در ولایت خمسه (زنجان) به دلیل نفوذ طبقات و گروههای برجسته، روستاییان تا حدودی تحت سلطه قرار داشتند. این وضعیت در اراضی خالصه نمود بیشتری داشت. روستای مهرآباد در بلوک غنیبیگلو و مجاور اراضی شاهسونها، متعلق به خاندان علمی موسوی، در اواخر عصر ناصری، با چالشهای متعددی در زمینه مسائل روستایی مواجه بود. علیرغم اهمیت اقتصادی و جایگاه رفیع مهرآباد در دوره قاجار، وضعیت زندگی و شرایط اجتماعی مردمان این روستا و سایر مناطق زنجان تاکنون به طور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است. پژوهش حاضر تلاش میکند تا به این پرسش پاسخ دهد که وضعیت اقتصادی و اجتماعی روستای مهرآباد در سالهای پیش از مشروطه چگونه بوده و چه موانع و مشکلاتی فراروی آن قرار داشته است؟ فرضیه اصلی این پژوهش بر آن است که اهالی مهرآباد تنش چندانی با خاندان موسوی، به عنوان مالکان روستا، نداشتهاند؛ اما با وجود زمینهای دیم مناسب برای تولید غلات، با مشکلاتی نظیر خرابی آسیاب، نامناسب بودن و ناامنی راههای ارتباطی، و حملات شاهسونها روبرو بودهاند. نحوه تقسیم آب و نظام جوقه نیز بر تنشها و روابط اجتماعی اهالی مهرآباد اثرگذار بوده است. با این وجود، روستا از نظر قحطی و شیوع بیماریها در وضعیت بحرانی قرار نداشته و مشکلات جاری، بقای روستا را به طور جدی تهدید نمیکرده است. این پژوهش با استفاده از روش مطالعه موردی، مبتنی بر اسناد خاندان موسوی (میرزایی) موجود در موزه مهرانه زنجان، و سایر منابع اصلی، با رویکردی توصیفی-تبیینی به بررسی موضوع میپردازد.
راضیه قصابزاده راینی؛ عباس سرافرازی
چکیده
کشاورزی به عنوان یکی از اصلیترین شیوههای معیشت در ایران، و بهویژه در ایالت کرمان، وابستگی ذاتی به عوامل جغرافیایی دارد. زمین (خاک)، آب و اقلیم (آب و هوا) عوامل جغرافیایی کلیدی هستند که بر نوع محصول، زمان کشت، میزان برداشت و سایر جنبههای تولید کشاورزی تأثیر میگذارند. ایالت کرمان، واقع در جنوب فلات ایران، با ویژگیهای جغرافیایی ...
بیشتر
کشاورزی به عنوان یکی از اصلیترین شیوههای معیشت در ایران، و بهویژه در ایالت کرمان، وابستگی ذاتی به عوامل جغرافیایی دارد. زمین (خاک)، آب و اقلیم (آب و هوا) عوامل جغرافیایی کلیدی هستند که بر نوع محصول، زمان کشت، میزان برداشت و سایر جنبههای تولید کشاورزی تأثیر میگذارند. ایالت کرمان، واقع در جنوب فلات ایران، با ویژگیهای جغرافیایی منحصر به فرد خود، همواره عرصهی پیوند عمیق میان انسان و جغرافیا بوده است. سوال اصلی این پژوهش به نقش عوامل جغرافیایی در اقتصاد کشاورزی ایالت کرمان در فاصلهی سدههای اول تا ششم هجری قمری میپردازد. برای پاسخگویی به این پرسش، ضمن بررسی اجمالی جغرافیای کرمان، عوامل جغرافیایی مؤثر بر اقتصاد کشاورزی این ایالت، بهویژه در نواحی گرمسیر آن، با تکیه بر منابع کتابخانهای و با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مناطق سردسیر کرمان (کوهستانها)، علیرغم داشتن ارتفاعات و بارشهای فراوان، به دلیل مساحت کم و تراکم ناکافی، تولیدات کشاورزی کمتری داشتهاند. در مقابل، مناطق گرمسیر کرمان (دشتها)، بهسبب وسعت بیشتر، حاصلخیزی خاک و فراوانی منابع آبی، در تولید ثروت ناشی از کشاورزی جایگاه برتری داشتهاند. بخشهای عمدهای از خوره جیرفت (بهویژه دشتهای جنوبی)، خوره بم (دشتهای شرقی)، سیرجان (دشتهای غربی) و نرماشیر، نواحی گرمسیریای هستند که به دلیل داشتن دشتهای حاصلخیز و آبرفتی، جریان رودهای سرچشمه گرفته از کوهستانهای سردسیر و همچنین بهرهگیری از آب قناتها، همواره از کشاورزی غنیتری برخوردار بودهاند.
مهدی اسدی؛ پرویز حسین طلائی؛ زهرا صادقی
چکیده
توسعه مدارس روستایی از نخستین سالهای دوران پهلوی دوم، با تصویب قوانینی از جمله قانون تعلیمات اجباری و رایگان، مورد توجه برخی روشنفکران قرار گرفت. این امر، بستری را برای گسترش نظام آموزشی در روستاها در دوران پهلوی دوم فراهم ساخت. این تحولات، روند توسعه مدارس روستایی استان کرمان را نیز تحت تأثیر قرار داد و موجب گسترش تدریجی آموزش ...
بیشتر
توسعه مدارس روستایی از نخستین سالهای دوران پهلوی دوم، با تصویب قوانینی از جمله قانون تعلیمات اجباری و رایگان، مورد توجه برخی روشنفکران قرار گرفت. این امر، بستری را برای گسترش نظام آموزشی در روستاها در دوران پهلوی دوم فراهم ساخت. این تحولات، روند توسعه مدارس روستایی استان کرمان را نیز تحت تأثیر قرار داد و موجب گسترش تدریجی آموزش در مناطق روستایی شد. پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و بر پایه اسناد آرشیوی و مطبوعات، به بررسی روند توسعه مدارس روستایی استان کرمان در دوران پهلوی دوم و چالشهای موجود در این مسیر میپردازد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که علیرغم پیشرفتهای نسبی، توسعه آموزش روستایی استان کرمان با موانع متعددی مواجه بوده است. محدودیتهای شدید مالی دولت تا اواخر دهه چهل، امکان فراهم نمودن زیرساختهای لازم برای توسعه مدارس روستاهای دور از مرکز استان کرمان را با مشکل مواجه کرد. بودجههای اختصاصیافته نیز اغلب به نقاط شهری محدود میشد. در نتیجه همین محدودیتهای مالی، بسیاری از مدارس روستایی نه بر اساس برنامهریزیهای منسجم ادارات دولتی، بلکه بهواسطه درخواستهای مکرر روستائیان و مشارکت آنها در تأمین زمین و ساخت بنا شکل گرفتند؛ بنابراین، محدود بودن نیروی انسانی لازم و کمبود بودجه در جهت ساخت مدارس، از جمله موانع دائمی توسعه مدارس روستایی استان بود. وسعت جغرافیایی استان، پراکندگی روستاها با جمعیت محدود، شرایط آب و هوایی سخت بسیاری از روستاهای استان و محدودیت امکانات روستاها، از دیگر موانع توسعه مدارس روستایی محسوب میشد. بسیاری از آموزگاران به همین دلایل، حاضر به رفتن یا ماندن در چنین محلهای خدمتی نبودند. در نتیجه چنین موانعی، تا اواخر دهه ۱۳۵۰ شمسی، بخش قابل توجهی از روستاهای جنوب استان کرمان همچنان فاقد دبستان بودند.
رضا نوری شادمهانی
چکیده
تا پیش از کاوشهای باستانشناختی سال ۱۳۸۷، «مُشکویه» تنها نامی آشنا در آثار جغرافیایی و تاریخی بود؛ چراکه بسیاری از جغرافینویسان از آن بهعنوان منزلگاهی کوچک در شاهراه خراسان یاد کردهاند. مورخانی چون طبری و حسینی، در سدههای چهارم و ششم هجری قمری، نیز به نبردهایی که در حوالی این مکان رخ داده، اشاره داشتهاند. با محاسبه ...
بیشتر
تا پیش از کاوشهای باستانشناختی سال ۱۳۸۷، «مُشکویه» تنها نامی آشنا در آثار جغرافیایی و تاریخی بود؛ چراکه بسیاری از جغرافینویسان از آن بهعنوان منزلگاهی کوچک در شاهراه خراسان یاد کردهاند. مورخانی چون طبری و حسینی، در سدههای چهارم و ششم هجری قمری، نیز به نبردهایی که در حوالی این مکان رخ داده، اشاره داشتهاند. با محاسبه فاصله مشکویه از دو شهر ری و ساوه، روشن شد که محوطه امروزی «مُشکینتپه» همان مشکویه تاریخی است. با این حال، وسعت ۴۵ هکتاری محوطه، وجود بقایای ارگ، و پراکندگی شواهدی از صنعت سفالگری، با تصویری که متون کهن از آبادیای کوچک ارائه میکردند، همخوانی نداشت. تحلیل دادههای تاریخی نشان داد که تنها با استناد به منابع مکتوب نمیتوان به شناختی جامع از این محوطه دست یافت. از این رو، برای پاسخ به پرسشهایی همچون دلایل گسترش کمی و کیفی این استقرارگاه، شیوه تولید سفال (خانگی یا تخصصی)، نظام مدیریتی، و بازارهای هدف کارگاههای سفالگری، کاوشهای باستانشناختی در محل انجام شد. یافتهها نشان داد که این آبادی کوچک در سدههای سوم و چهارم هجری، که اقتصادی کشاورزی داشت، در عصر سلجوقی و تحت مدیریت دولتی (اقطاع)، به شهری صنعتی با محوریت تولید سفال تبدیل شده است. محصولات سفالین آن نه تنها نیازهای ساکنان محلی، بلکه بخش مهمی از نیازهای شهر ری را نیز برآورده میکرد. با این وجود، رونق اقتصادی شهر دیری نپایید؛ حمله مغولان به تخریب شهر و نابودی کارگاهها انجامید. در سالهای پس از تهاجم، بازماندگان شهر برای ساخت و استحکامبخشی به منازل خود از اجزای معماری کورههای سفالپزی استفاده کرده بودند.
فاطمه ایمانی فرد؛ حسن الهیاری؛ علی رسولی
چکیده
مسیر تجاری بندرعباس به لار، یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی جنوب ایران در دوران صفوی، نقشی اساسی در تبادلات بازرگانی ایفا میکرد. این مسیر بهواسطه اهمیت خود، محل عبور کاروانها و بازرگانان بوده و روستاهای واقع در آن، بهعنوان کانونهای حیاتی در تأمین نیازهای کاروانها عمل میکردند. با این حال، جایگاه این روستاها بهعنوان ...
بیشتر
مسیر تجاری بندرعباس به لار، یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی جنوب ایران در دوران صفوی، نقشی اساسی در تبادلات بازرگانی ایفا میکرد. این مسیر بهواسطه اهمیت خود، محل عبور کاروانها و بازرگانان بوده و روستاهای واقع در آن، بهعنوان کانونهای حیاتی در تأمین نیازهای کاروانها عمل میکردند. با این حال، جایگاه این روستاها بهعنوان عاملی تسهیلکننده تجارت کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و بر پایه دادههای کتابخانهای، به بررسی موقعیت روستاهای این مسیر و تحولات آن از زمان تأسیس بندرعباسی تا برآمدن حکومت زندیه میپردازد. یافتهها نشان میدهد که این آبادیها، بهواسطه موقعیت جغرافیایی و فراهمکردن زیرساختهای مورد نیاز کاروانها- که در قالب کاروانسراها و آبانبارها متجلی میشد- نقشی تعیینکننده در رونق تجارت این مسیر داشتند. با روی کار آمدن شاه عباس، تأسیس بندرعباسی و شکوفایی دادوستد، جایگاه این روستاها پررنگتر شد. اما در پی آشفتگیهای سیاسی اواخر عهد صفوی، هجوم افغانها و ناامنیهای ناشی از آن، کارکرد این مسیر رو به افول نهاد. در ادامه، مداخلات نظامی پس از سقوط صفویه از سوی افغانها، افشاریان و سپس منازعات مدعیان محلی با زندیان، موجب تضعیف بیشازپیش مسیر و در نهایت رکود کمسابقه و بازگشتناپذیر روستاهای آن شد.
سید حسین چاکری بادی؛ سید ابوالفضل رضوی؛ امیر تیمور رفیعی
چکیده
نصرآباد، یکی از روستاهای تاریخی و راهبردی واقع در میانه مسیر کاشان ـ قم، بهدلیل برخورداری از اراضی کشاورزی حاصلخیز، از دیرباز مورد توجه بوده است. وجود بقایای موسوم به «قلعه سفید» و «درام» ـ که در میان مردم به نام آثار فرعونی شناخته میشود ـ پیشینه سکونتگاه را به روزگار باستان بازمیگرداند. موقعیت استراتژیک نصرآباد ...
بیشتر
نصرآباد، یکی از روستاهای تاریخی و راهبردی واقع در میانه مسیر کاشان ـ قم، بهدلیل برخورداری از اراضی کشاورزی حاصلخیز، از دیرباز مورد توجه بوده است. وجود بقایای موسوم به «قلعه سفید» و «درام» ـ که در میان مردم به نام آثار فرعونی شناخته میشود ـ پیشینه سکونتگاه را به روزگار باستان بازمیگرداند. موقعیت استراتژیک نصرآباد سبب شده است که در طول تاریخ، حوادث و تحولات مهمی را تجربه کند. در دوره قاجاریه، خاندان غفاری بهعنوان یکی از اثرگذارترین خاندانهای کاشان، مالک املاک وسیع در نصرآباد و مزارع پیرامون آن بودند. این پژوهش با تکیه بر اسناد کتابخانهای و یافتههای حاصل از بررسیهای میدانی، جایگاه خاندان غفاری در مالکیت نصرآباد و نقش آنها در توسعه کشاورزی این منطقه را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که خاندان غفاری با رویکردی سازمانیافته در مدیریت کشاورزی، ایجاد و احیای قنوات، احداث مزارع و بهرهگیری از منابع آبی کوهستانی، سهم چشمگیری در گسترش کشاورزی نصرآباد ایفا کردند. این اقدامات نهتنها به رونق اقتصادی روستا انجامید، بلکه مستقیماً در شکلگیری ساختار کشاورزی و توسعه اراضی اطراف مؤثر بود. تحلیل تحولات اجتماعی و اقتصادی نصرآباد در دوره قاجاریه، در چارچوب نظریه مالکیت زمین و کشاورزی در ایران، نشان میدهد که سرمایهگذاریهای خاندان غفاری در پروژههای آبیاری و احداث سازههای آبرسانی، زمینهساز تقویت ساختار اقتصادی، افزایش تولیدات کشاورزی و شکلگیری شبکههای اقتصادی ـ اجتماعی در منطقه گردید که تأثیر آن تا سالها بعد باقی ماند.